سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

275

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

استيفاء بايد كرد منتهى چون دستى را كه بريده مشتمل بر انگشت كذائى بوده و دست خودش پس از استيفاء در قبال جنايت اولّ فاقد آنست لاجر علاوه بر اينكه دستش را مىبرند لازمست ديه آن انگشت را نيز به صاحب دست بپردازد زيرا به صرف اينكه دست جانى را قطع نمودند تمام حق مجنى عليه دوّمى استيفاء شده لاجرم اين مورد از مصاديق فرض قبلى شده و قاعده آن فرض شاملش مىشود يعنى مىگوئيم : چون عض مورد جنايت قصاص‌آور است و اكنون بملاحظه نبودنش در جانى قصاص ممكن نيست از اينرو وى مكلّف به پرداخت ديه آن مىباشد قوله : لسبق استحقاقه اصبع الجانى : ضمير در [ استحقاقه ] به صاحب اصبع راجعست . قوله : المشتملة عليها : كلمه [ المشتملة ] صفت است براى [ اليد ] و ضمير در [ عليها ] به اصبع راجع مىباشد . قوله : بعدم استيفاء تمام حقه : ضمير در [ حقّه ] به صاحب اليد راجعست . متن : و لو بدأ الجاني بقطع اليد قطعت يده للجناية الأولى و ألزمه الثاني دية إصبع لفوات محل القصاص . فرع شرح فارسى : مرحوم مصنف مىفرماين : اگر جانى ابتداء دست كسى را قطع نموده و سپس انگشت از همان دست را از ديگرى بريد حكم آن است كه ابتداء در مقام قصاص دستش را بريده و براى صاحب انگشت بايد ديه بپردازد . شارح ( ره ) مىفرماين :